سيزده ماهگي
دختر گلم امروز سیزده ماهش تموم شد.میخواستم تو سال دوم ماهگردهاش رو جشن بگیرم ولی فکر کردم حتما لازم نیست کیک و شمع بگیرم همینکه خودم و باباش یادمون باشه یک ماه گذشت و مراقب گذر زمان باشیم یه جوری که نشه یکدفعه ببینیم بچه مون دو سالشم تموم شد و ما لذتش رو نبرده باشیم.سی دیهای your baby can read رو از هفته پیش براش شروع کردم خدا رو شکر خیلی دوست داره و بارها دوست داره تکرار بشه و وقتی میخواد تکرار کنم میگه ارو منظورش همون عروسک ولی نمیدونم چرا بهش میگه عرو یا ارو.میگه cat وقتی میگم arms upدستاش رو بالا میبره.اهنگاش رو خیلی دوست داره.مخصوصا twinkle twinkle رو.فردا میخوام براش ازین فلش کارتا بگیرم.بالاخره متقاعد شدم که جنبه حفظی بودنش ضرری برای یادگیری بعدیش نداره.عاشق آب بازی هست همچنان و هر چقدر هم با دلش راه بیام بازم میخواد بیشتر بازی کنه.لباشو جمع میکنه و اینطوری خودش رو لوس میکنه.خیلی نترس شده و از همه جا میره بالا.وقتی میبرمش تو خیابون اونقدر تند تند راه میره که انگار سر کارش دیر شده.با باباش همچنان لاو میترکونه و وقتی یه شب نمیبینش کاملا بیتابی میکنه.مامانم همچنان زحمت نگه داری ازش رو میکشه.بعضی از شاگردامو خیلی دوست داره و با بعضی دیگه خیلی رسمی برخورد میکنه.هفته گذشته رفتیم اصفهان.تود راه خیلی بهتر از دفعه های پیش بود بازی میکرد تو صندلیش نشست.تو مارال هم پیاده شد تند تند راه رفت و بستنی خورد.ولی یکساعت مونده به اصفهان دیگه خسته شده بود و گریه کرد تا خوابش برد اونجا هم خیلی دختر خوبی بود برای خودش میگشت میرفت بالکن و کیف میکرد.فقط وقتی بعد از اصرارهای من باباش بردمون میدون امام چون خیلی خوابش میومد خیلی گریه کرد.یه کم سرفه میکنه امیدوارم جدی نباشه.

آترين عاشق وسايل مامان

اينا عكسهاي سيزده ماهگي يعني قبل از سفر شمال بود


سيزده ماهگي 


فرشته